منه 23 ساله

خرید بک لینک
امروز عروسیه مرضیه بود . همکلاسی فضول دوران دبستانم . ظهری اقای پ اومد خونمون . مامان و بابا رفتن عروسی و من و داداش و اقای پ سه تایی ناهار خوردیم . مامان اینا ساعت سه برگشتن . و ساعت شش خاله شهری و مجی اومدن خونمون . بعد یه ساعت اقای پ رفت و بعدش هم مهمونا و ما رفتیم خیاطی. پیرهنمو عین مانتو جلو باز درس کرده بود . چشام زد بیرون . گفت چون یقه شو فللن مدل گفتی نمیشد پشتش زیپ زد . پارچه ی خوچل منه 23 ساله...

ما را در سایت منه 23 ساله دنبال می‌کنید

برچسب: نابغه, نویسنده: بازدید: 61 تاريخ: جمعه 31 شهريور 1396 ساعت: 18:46

من دارم . امروز با اقای پ اول رفتیم مدرسه شون برای یه سری کارا . بعد حرف خونه شد و مدیرشون بین صحبتا ادرس خونشون رو داد . من و اقای پ هم یواشکی رفتیم خونه شون رو از نمای بیرون دیدیم . خیلی قشنگ بود ولی کلی همسایه داشت و از شهر دور بود . خوشم نیومد از جاش . بعدش رفتیم به دنبال حجله . اخرش هم ادرسی رو پیدا کردیم که دقیقا چسبیده بود به دیوار مدرسه پارسالم و میز و صندلی کرایه میداد و حتی پسر کو منه 23 ساله...

ما را در سایت منه 23 ساله دنبال می‌کنید

برچسب: اعتقاد,دارید, نویسنده: بازدید: 67 تاريخ: جمعه 31 شهريور 1396 ساعت: 18:46

امشب عروسی مصوم بود .قرار بود زهرا و حمید بیان خونمون بعد باهم بریم عروسی و شب پیشمون بمونن . ولی حمید خجالتیه و بعد قرار شد با دوست حمید که ماشین داره بیان تا شب بتونن برگردن خونه . ساعت 9 بود فک کنم که رفتیم و نزدیک تالار ماشین زهرا اینا رو دیدیم و با هم رفتیم تو . همه چی خوب بود . مصوم هم عروس شد رفت خونه خودشون .خواهر اقای پ هم اومده بود . چقد مهربونه .من و زهرا و ماهی و حیران و مریم ک منه 23 ساله...

ما را در سایت منه 23 ساله دنبال می‌کنید

برچسب: عروسی, نویسنده: بازدید: 53 تاريخ: جمعه 31 شهريور 1396 ساعت: 18:46

دیروز رفتم خونه ی اقای پ تا شب با هم بریم عروسی دوستش سجاد . خواهرش هم اونجا بود . اوایل خیلی از خواهرش خوشم میومد ولی اللن خوشم نمیاد ازش با اون اداهاش موقع حرف زدن . خواهر بزرگ رو بیشتر دوس دارم . خلاصه شب من و اقای پ و ادینه و زهرا که خواهر زاده های اقای پ باشن و بچه های خواهر بزرگه هستن رفتیم عروسی . من ک هیشکی رو ب جز ادین و زهرا نمیشناختم . ولی اونا خیلی ها رو میشناختن . شب خوبی بود . خ منه 23 ساله...

ما را در سایت منه 23 ساله دنبال می‌کنید

برچسب: عروسی, نویسنده: بازدید: 43 تاريخ: جمعه 31 شهريور 1396 ساعت: 18:46

دوس دارم این روزا زودتر تموم بشه .فردا میرم مدرسه برای ارزیابی مدیر .دوستم ماهی و خانم ش از اون مدرسه رفتن . واقعا نمیدونم دیگه کی تو اون مدرسه مونده . خالیه خالیه .دوتا اهنگ دارم این روزا الکی باهاش میرقصم که شاید موندم تو آمپاس و مجبور بشم یکم دستامو تکون بدمیکیش میگه : بهانه ی ترانه ی ساده ی عاشقانمی . برای زنده بودنم تو بهترین بهانمیدومیشم اهنگ گلپوش امیده . منه 23 ساله...

ما را در سایت منه 23 ساله دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 63 تاريخ: جمعه 31 شهريور 1396 ساعت: 18:46

صبح با اقای پ رفتم مدرسه قبلیم تا فرم ارزشیابیمو مدیر پر کنه و بهم نمره بده . مدیر و معاون و مربی پرورشی و خانم ق و شهره و مامانش که سال پایینی من بود و امستل فارغ التحصیل شده اونجا بودن . شهره بینیشو عمل کرده بود و خوشگل شده بود . دلم براش سوخت ک امسال قراره تو اون مدرسه کوفتی با اون مدیر باشه . ارزشیابی رو از 120 . 110 گرفتم و اون ده تایی ک کم شد بخاطر کم کاری مدیر بود در نگفتن اینکه من بای منه 23 ساله...

ما را در سایت منه 23 ساله دنبال می‌کنید

برچسب: ارزشیابی, نویسنده: بازدید: 39 تاريخ: جمعه 31 شهريور 1396 ساعت: 18:46

امشب عروسی اسماس و باز مصی و طوب و لیلی دور همن و من بازم نمیتونم کنارشون باشم. چون اقای پ قراره با داداشش بره خرید نمیدونم چی چی . باید به بابا بگم شاید دلش بسوزه برام منو بره . اخه بد بختی اینه ک خونه اسما اینا هشپره و خیلی دوره هی باید منت کشی کنم .اقای پ و مادرش الانا قراره بیان اینجا که نمیدونم مامانم برنامه ی چی و چیو با مامان هماهنگ کنه .داداش و بابا و کیوان امروز رفتن انزلی . بابا ر منه 23 ساله...

ما را در سایت منه 23 ساله دنبال می‌کنید

برچسب: عروسی, نویسنده: بازدید: 57 تاريخ: جمعه 31 شهريور 1396 ساعت: 18:46

دیروز اول یه سر رفتیم مدرسه ی سابقم بعد رفتیم پیش فیلمبردار الکی ازش تشکر کردیم خخخ و بعد رفتیم شیرینی فروشی برا ارایشگر شیرینی خریدیمو از اون اقاهه هم تشکر کردیم برای کیک قشنگی ک درس کرد برامون . بعد رفتیم ارایشگاه تسویه حساب . و بعد اومدیم خونه . اقای پ از بابا اجازه مو خواست برای بردنم ب جشن بله برون برادرزاده ی ناتنیش . و بابا اجازه نداد و اقای پ ناراحت شد و حال منو درک کرد وقتی ک میخواست منه 23 ساله...

ما را در سایت منه 23 ساله دنبال می‌کنید

برچسب: بازگشایی,مدارس, نویسنده: بازدید: 60 تاريخ: جمعه 31 شهريور 1396 ساعت: 18:46

پریشب بعد اینکه پست قبلی رو نوشتم یهو دیدم اقای پ غیب شد و بعد یهو ظاهر شد و گفت بیمارستانه و پهلوی مادرش یهو درد شدید گرفته . سیزده چهارده سال قبل هم از کلیه اش سنگ دراورده بودن . خلاصه تا 3 شب اقای پ بیمارستان بود . دیروز هم دوباره دردش گرفت و دوباره رفتن دکتر . دیشب هم منو مامان و بابا رفتیم بهش سر زدیم بهتر شده بود . پیمان و زهرا خواهر زاده های مجزای اقای پ هم اونجا بودن . اخر شب همایون کوچولو منه 23 ساله...

ما را در سایت منه 23 ساله دنبال می‌کنید

برچسب: کلیه, نویسنده: بازدید: 34 تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 15:17

امروز اقای پ اومد خونمون . بحث سر عروسی بود . میگفت این گروه های موسیقی وقتشون پره و با اون دیجی ها که برا بله برون اومدن صحبت کردم اونا هم پرن. بابا برگشته به شوخی یا جدی میگه اصلا موسیقی نباشه . داداش فقط این وسط گفت یعنی چی دیجی چی باشه و ... . بعد صحبت این شد که تالار بگیریم که درد سر کمتری داشته باشیم . بابا سر سخت میگفت تالار باشه که نه مشکل افتاب و بارون داشته باشیم و نه جای پارک و ریخت و منه 23 ساله...

ما را در سایت منه 23 ساله دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 52 تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 15:17

صفحه بندی