خرید بک لینک
امروز عروسیه مرضیه بود . همکلاسی فضول دوران دبستانم . ظهری اقای پ اومد خونمون . مامان و بابا رفتن عروسی و من و داداش و اقای پ سه تایی ناهار خوردیم . مامان اینا ساعت سه برگشتن . و ساعت شش خاله شهری و مجی اومدن خونمون . بعد یه ساعت اقای پ رفت و بعدش هم مهمونا و ما رفتیم خیاطی. پیرهنمو عین مانتو جلو باز درس کرده بود . چشام زد بیرون . گفت چون یقه شو فللن مدل گفتی نمیشد پشتش زیپ زد . پارچه ی خوچل

برچسب: نابغه, نویسنده: ماهان اسماعیلی تاريخ: جمعه 31 شهريور 1396 ساعت: 18:46

من دارم . امروز با اقای پ اول رفتیم مدرسه شون برای یه سری کارا . بعد حرف خونه شد و مدیرشون بین صحبتا ادرس خونشون رو داد . من و اقای پ هم یواشکی رفتیم خونه شون رو از نمای بیرون دیدیم . خیلی قشنگ بود ولی کلی همسایه داشت و از شهر دور بود . خوشم نیومد از جاش . بعدش رفتیم به دنبال حجله . اخرش هم ادرسی رو پیدا کردیم که دقیقا چسبیده بود به دیوار مدرسه پارسالم و میز و صندلی کرایه میداد و حتی پسر کو

برچسب: اعتقاد,دارید, نویسنده: ماهان اسماعیلی تاريخ: جمعه 31 شهريور 1396 ساعت: 18:46

امشب عروسی مصوم بود . قرار بود زهرا و حمید بیان خونمون بعد باهم بریم عروسی و شب پیشمون بمونن . ولی حمید خجالتیه و بعد قرار شد با دوست حمید که ماشین داره بیان تا شب بتونن برگردن خونه . ساعت 9 بود فک کنم که رفتیم و نزدیک تالار ماشین زهرا اینا رو دیدیم و با هم رفتیم تو . همه چی خوب بود . مصوم هم عروس شد رفت خونه خودشون .خواهر اقای پ هم اومده بود . چقد مهربونه . من و زهرا و ماهی و حیران و مریم ک

برچسب: عروسی, نویسنده: ماهان اسماعیلی تاريخ: جمعه 31 شهريور 1396 ساعت: 18:46

دیروز رفتم خونه ی اقای پ تا شب با هم بریم عروسی دوستش سجاد . خواهرش هم اونجا بود . اوایل خیلی از خواهرش خوشم میومد ولی اللن خوشم نمیاد ازش با اون اداهاش موقع حرف زدن . خواهر بزرگ رو بیشتر دوس دارم . خلاصه شب من و اقای پ و ادینه و زهرا که خواهر زاده های اقای پ باشن و بچه های خواهر بزرگه هستن رفتیم عروسی . من ک هیشکی رو ب جز ادین و زهرا نمیشناختم . ولی اونا خیلی ها رو میشناختن . شب خوبی بود . خ

برچسب: عروسی, نویسنده: ماهان اسماعیلی تاريخ: جمعه 31 شهريور 1396 ساعت: 18:46

دوس دارم این روزا زودتر تموم بشه . فردا میرم مدرسه برای ارزیابی مدیر . دوستم ماهی و خانم ش از اون مدرسه رفتن . واقعا نمیدونم دیگه کی تو اون مدرسه مونده . خالیه خالیه . دوتا اهنگ دارم این روزا الکی باهاش میرقصم که شاید موندم تو آمپاس و مجبور بشم یکم دستامو تکون بدم یکیش میگه : بهانه ی ترانه ی ساده ی عاشقانمی . برای زنده بودنم تو بهترین بهانمی دومیشم اهنگ گلپوش امیده .

برچسب: نویسنده: ماهان اسماعیلی تاريخ: جمعه 31 شهريور 1396 ساعت: 18:46

صبح با اقای پ رفتم مدرسه قبلیم تا فرم ارزشیابیمو مدیر پر کنه و بهم نمره بده . مدیر و معاون و مربی پرورشی و خانم ق و شهره و مامانش که سال پایینی من بود و امستل فارغ التحصیل شده اونجا بودن . شهره بینیشو عمل کرده بود و خوشگل شده بود . دلم براش سوخت ک امسال قراره تو اون مدرسه کوفتی با اون مدیر باشه . ارزشیابی رو از 120 . 110 گرفتم و اون ده تایی ک کم شد بخاطر کم کاری مدیر بود در نگفتن اینکه من بای

برچسب: ارزشیابی, نویسنده: ماهان اسماعیلی تاريخ: جمعه 31 شهريور 1396 ساعت: 18:46

امشب عروسی اسماس و باز مصی و طوب و لیلی دور همن و من بازم نمیتونم کنارشون باشم. چون اقای پ قراره با داداشش بره خرید نمیدونم چی چی . باید به بابا بگم شاید دلش بسوزه برام منو بره . اخه بد بختی اینه ک خونه اسما اینا هشپره و خیلی دوره هی باید منت کشی کنم . اقای پ و مادرش الانا قراره بیان اینجا که نمیدونم مامانم برنامه ی چی و چیو با مامان هماهنگ کنه .داداش و بابا و کیوان امروز رفتن انزلی . بابا ر

برچسب: عروسی, نویسنده: ماهان اسماعیلی تاريخ: جمعه 31 شهريور 1396 ساعت: 18:46

دیروز اول یه سر رفتیم مدرسه ی سابقم بعد رفتیم پیش فیلمبردار الکی ازش تشکر کردیم خخخ و بعد رفتیم شیرینی فروشی برا ارایشگر شیرینی خریدیمو از اون اقاهه هم تشکر کردیم برای کیک قشنگی ک درس کرد برامون . بعد رفتیم ارایشگاه تسویه حساب . و بعد اومدیم خونه . اقای پ از بابا اجازه مو خواست برای بردنم ب جشن بله برون برادرزاده ی ناتنیش . و بابا اجازه نداد و اقای پ ناراحت شد و حال منو درک کرد وقتی ک میخواست

برچسب: بازگشایی,مدارس, نویسنده: ماهان اسماعیلی تاريخ: جمعه 31 شهريور 1396 ساعت: 18:46

پریشب بعد اینکه پست قبلی رو نوشتم یهو دیدم اقای پ غیب شد و بعد یهو ظاهر شد و گفت بیمارستانه و پهلوی مادرش یهو درد شدید گرفته . سیزده چهارده سال قبل هم از کلیه اش سنگ دراورده بودن . خلاصه تا 3 شب اقای پ بیمارستان بود . دیروز هم دوباره دردش گرفت و دوباره رفتن دکتر . دیشب هم منو مامان و بابا رفتیم بهش سر زدیم بهتر شده بود . پیمان و زهرا خواهر زاده های مجزای اقای پ هم اونجا بودن . اخر شب همایون کوچولو

برچسب: کلیه, نویسنده: ماهان اسماعیلی تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 15:17

امروز اقای پ اومد خونمون . بحث سر عروسی بود . میگفت این گروه های موسیقی وقتشون پره و با اون دیجی ها که برا بله برون اومدن صحبت کردم اونا هم پرن. بابا برگشته به شوخی یا جدی میگه اصلا موسیقی نباشه . داداش فقط این وسط گفت یعنی چی دیجی چی باشه و ... . بعد صحبت این شد که تالار بگیریم که درد سر کمتری داشته باشیم . بابا سر سخت میگفت تالار باشه که نه مشکل افتاب و بارون داشته باشیم و نه جای پارک و ریخت و

برچسب: نویسنده: ماهان اسماعیلی تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 15:17

خب لحظاتی پیش مامان اومد اتاقم و لامپ روشن کرد دید بعله من چشام دیگه معلوم نیس از بس گریه کردم گفت چی شده ب اذیتت کرده ؟ چیزی گفته ؟ کاری کرده ؟ گفتم نخیر از دست کارای تو دارم گریه میکنم که انگار من بچه ات نیسم اون پسرته . اگه میخوای هواشو داشته باشی خب بهش پول قرض بده نه که انقد همع چی رو سطح پایین میگیری که فک کنه من اضافیم براتون که نظر منو هم نمیپرسین حتی . من قراره باهاش زندگی کنم . چند وقت

برچسب: تخلیه, نویسنده: ماهان اسماعیلی تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 15:17

ممنون از دوستان عزیزی که برام کامنت میذارین و راهنماییم میکتید تا کله شق بازی رو بذارم و کنار و ادم باشم و همچین بعضی ها که کلا میان پودر میکنن و میرن اینجا وب منه . صرفا برای این مینویسم که اروم بشم . تا جایی که بشه هرچی تو دلمه رو مینویسم بدون اینکه نگران باشم الان یکی میاد میگه اینا چیه نوشتی . خب احساس ک اینجور چیزا حالیش نیست . من خودم میدونم بعد از اینکه خیلی از مطالب رو مینویسم و بعد از ا

برچسب: ارایشگاه, نویسنده: ماهان اسماعیلی تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 15:17

دیروز اقای پ و مادرش و داداشش اومدن خونه مون و همه چی رو برای جشن اوکی کردن . اگه از اولش این کارو کرده بودن منم از اقای پ و مامانم ناراحت نمیشدم. البته به این نتیجه رسیدم مامان هم در متشنج کردن اوصاع بسیار دخیلهامروز دوباره خاله گل اومده بود و مامان جلوش یه حرفایی میزد که داشتم شاخ در میاوردم . خیلی بدم میاد از این کارش . به فکر من نیست و هرچی به ذهنش میاد میگه . با این کارش به بقیه اجازه میدن د

برچسب: اوکی, نویسنده: ماهان اسماعیلی تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 15:17

صفحه بندی